4- نفی کینه‏‌ورزی‏‌های مذهبی

الف- حُبّ و بغض

حبّ و بغض واقعیّتی است که نسل به نسل در سینه‏‌ی ما شیعیان جای داده شده و حتّی در برخی‏‌مان به شکل افراطی نمود یافته است. بر این اساس باید سینه را مالامال از عشق به اهل‏‌بیت و ائمّه کرد، و متقابلاً می‏‌بایست درون را پر از خشم و نفرت و کینه و بغض نسبت به دشمنان اهل‏‌بیت نمود.

پوشیده نیست که مصداق مهمّ و حسّاسِ این بغض، در قبال پیشوایان اهل‏ سنّت به ویژه جناب ابوبکربن ‏ابی‏‌قحافه و عمربن‏‌خطاب شکل گرفته، که این مقاله نیز به همین مناسبت به رشته تحریر درآمده است.

در بسیاری از موارد، حبّ و بغضِ افراطی همزاد و همراه یکدیگرند؛ حبّ افراطی و عشق دیوانه‏‌وار بذر کینه و بغض نسبت به دشمنان مفروضِ معشوق را در دل می‏‌کارد و گاه موجب هتّاکی و دشنام می‏گردد در صورتی که حُبّ صحیح به پاکان و معصومان ،که معمولاً معتدل و بادوام است، موجب جوانه‏‌زدنِ تعهّد و نفی کینه‏‌ورزی است! مگر می‏‌توان مُحبّ پاکان و امامان بود و به آنان علاقه‏‌مند شد ولی با مشی متعهّدانه‏‌شان ،که نفی کینه‏‌ورزی است، مخالفت و بلکه مقابله کرد؟

ب- اوج کینه‏‌ورزی

مبتکر کینه‏‌ورزی، غُلاة شیعه‏‌اند (غلاة جمعِ غالی به معنای غلوّ کنندگان است). اینان جماعتی بودند که از یکسو در مورد مقام معنوی امام‏ علی مرتکب غلوّ و حبّ افراطی می‏شدند و مقاماتِ فوق انسانی برای وی و سایر ائمّه قائل بودند، و از سوی دیگر به همان میزان به ابوبکر و عمر کینه می‏ ورزیدند و به آنان دشنام می‏دادند. آنان در این راستا در هر دو سو دست به جعل حدیث می‏زدند. البتّه آگاهان حدیث می‏دانند که اینان همواره از سوی ائمّه طرد می‏شدند امّا این طرد، راهنمای ما نشد بلکه جعلیّات و رفتار غلاة، تأثیرش را تا امروزه بر ما گذارده است!

هاشم‏ معروف‏ حسنی در کتابش الموضوعات فی الآثار و الاخبار، اینان را افشا و روایات ساختگی‏ شان را برملا کرده؛ یکی از همین روایات که اوج کینه‏‌ورزیِ ابلهانه، افسانه‌‏وار و جنون‏ آمیز در آن است را همراه با توضیحات نویسنده مذکور مرور می‏‌کنیم:

«در مختصر بصائرالدرجات تألیف حسن‏ بن‏ سلیمان حلّی حدیثی طولانی آمده که به حدود نه صفحه می‏رسد و مفضّل‏ بن‏ عمر آن را از امام‏ صادق روایت کرده است. مفضّل در این حدیث توصیفات فراوانی در باره ‏ی برخی از مراحل قبل از ظهور مهدی، رخدادهای همزمان با ظهور آن حضرت و پیروزی‏ هایی که آن حضرت می‏آفریند نقل کرده است و آن‏هم با روشی که علائم افترا و انتساب حدیث به امام در آن هویداست. مفضّل در ادامه به شرح موضعگیری امام‏ زمان در مقابل ابوبکر و عمر می‏پردازد و می‏گوید: وی آن دو را از قبرشان در جوار رسول‏خدا(ص) بیرون می‏آورد در حالی‏که با طراوت و شاداب و بسان روزی هستند که زنده بوده‏ اند. سپس دستور می‏دهد تا به بالای درختی خشک و فرسوده برده شوند. آن‏گاه آن دو را بر آن درخت به دار میآویزد و آن درخت سبز می‏شود و برگ برمی‏رویاند. در این هنگام دودلان و اهل ولایتِ آن دو می‏گویند: به خدا سوگند این شرف و سربلندی حقیقی است. ما به محبت و ولایت این دو سعادت یافته‏ ایم. سپس منادیِ مهدی به همه کسانی که دو صحابی رسول‏خدا را دوست دارند بانگ برمی‏آورد که جدا شوند و به کناری روند پس مردم به دو گروه تقسیم می‏شوند: گروهی دوستدار آن دو و گروهی بیزار از آن دو. در این هنگام مهدی به گروه دوستدار چنین پیشنهاد می‏نماید که از آن دو بیزاری جویند اما آنان می‏گویند: ما بویژه پس از آن‏چه اکنون از طراوت و خرمی این دو نفر و زنده شدن درخت به وسیله آنان دیدیم، از تو و پدرت بیزاری می‏جوییم. پس مهدی بادی سیاه را مأمور می‏سازد و باد بر آنان می‏وزد و آنان را به شکل تنه‏‌های فرسوده درختی خرما در می‏آورد سپس دستور می‏دهد تا آن دو از درخت فرود آیند آنان از درخت به سوی او فرود می‏آیند و او نیز آن دو را به اذن خداوند زنده می‏سازد و به مردم دستور می‏دهد تا همه در یک جا جمع شوند سپس شرح کرده‏‌های آن دو و مفاسدی را که از آغاز [خلقت] و قتل هابیل تا آتش زدن در خانه‏ ی امیر مؤمنان و زدن آن به فاطمه زهرا و سقط کردن حمل او و مسموم ساختن حسن و حسین به وجود آوردند برای مردم می‏گوید. راوی می‏افزاید: آن‏گاه امام می‏فرماید: هر خونی که از زمان آدم تا قیام قائم به ناروا ریخته شده، هر دامنی که به حرام آلوده شده، هر فحشا و گناه و ستم و جوری که رخ داده، از این دو [و گناهش بر عهده این دو] است. پس، از آنان در همان وقت انتقام می‏گیرد سپس آن دو را بر درختی به دار می‏آویزد و آتشی را مأمور می‏سازد که از زمین بیرون می‏آید و آن دو و درخت را می‏سوزاند سپس باد را مأمور می‏کند و باد [خاکسترِ] آن دو را در دریاها پراکنده می‏سازد. مفضّل مدعی است که وی از امام‏ صادق در باره وضعیّت آن دو پس از این ماجرا پرسیده و امام فرموده است: آن دو در هر شبانه‏ روز هزار بار کشته و دوباره به همان وضعیّت نخست برگردانده می‏شوند ... این حدیث سرتاسر پر از دروغ و افترا بستن بر امام ‏صادق است و از جمله در آن چنین آمده است که: حضرت حجّت امور خود را به افراد مورد اعتماد و وکیلان خویش می‏سپارد و در دوران غیبت او نیز محمدبن ‏نصیر نمیری بر در خانه‏ ی او در صابر می‏نشیند و سپس امام در مکه ظهور می‏نماید. این در حالی است که محمدبن ‏نصیر نمیری به اتّفاق از غلوّ کنندگان و دروغگویان می‏باشد. در اتقان المقال فی علم الرجال و دیگر کتب آمده است که محمدبن‏ نصیر مدعی نبوت و مدعی این شد که امام‏ عسکری او را به سوی مردم فرستاده است. وی معتقد به تناسخ، حلال بودن محرمات، جواز ازدواج مرد با مرد و نیز معتقد به این بود که لواط یکی از لذاتی است که خداوند آن را حلال کرده است. وی از این قبیل عقاید فراوان دیگری داشت که همه با اصول و فروع اسلام منافات دارد. در سند روایت فوق علاوه بر مفضل‏ بن‏ عمر، عمربن‏ فرات و حسین‏ بن‏ حمدان نیز قرار دارند که هر دو از غلو کنندگان دروغگو هستند که به آنان اطمینان نمی‏شود و به روایات آنان استناد نتوان جست ... اگر از سند حدیث مزبور [و عیوب آن] چشم بپوشیم در متن آن نیز شواهدی حاکی از این وجود دارد که این روایت از ساخته‏ های غلاة شیعه یا کافرانی است که هزاران حدیث را در میان احادیث امام ‏صادق جای دادند تا چهره درخشان تشیّع را با خرافاتی از این قبیل -که نه عقل آن را می‏پذیرد و نه با اصول و مبادی اسلام و اهداف بلند آن سازگاری دارد- زشت جلوه دهند»[1].

ج- میدان‏‌داری جاهلان

پوشیده نیست که خریدارِ حبّ و بغض‏‌های مذهبی، و آن افسانه‏‌ها و کینه‏‌کشی‏‌ها خشک‏ مغزها و جاهلان‏‌اند که بُرد فکرشان از دایره‏‌ای محدود عبور نمی‏کند مع‌الوصف در داخلِ آن دایره تا سرحدّ اعلی تحلیل می‏کنند و توضیح می‏دهند اینان به نحو اکمل از کالای خریداری شده محافظت می‏کنند که این آغاز مصیبت است امّا مصیبتِ خرید، زمانی حادّتر می‏گردد که میدان مذهب به دستِ این مشتریان جاهل بیفتد یعنی همان خطری که گاه در طول قرون، شدیداً واقعیّت یافته؛ بطوری‏که عالمان ناچار به سکوت و حتّی عقب‏‌نشینی در برابر اطلاعات عوام و میدان‏‌داریِ آنان‏‌اند.

فاجعه‏‌بارتر این‏که پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران، به مرور این وارثانِ غلاة که (حبّ و بغض را با استناد به روایاتی ساختگی یا تفسیردار جزو دین بلکه تمام دین می‏دانند و) بسیاری از هیئات مذهبی و مجالس روضه‏ خوانی را در اختیار دارند توانستند میدان‏‌داری‏‌شان را توسعه دهند و بخش‏های حسّاسی از حکومت را تسخیر کنند و سپس جوّ روانیِ نظام را در دست گیرند؛ و این یعنی پیروزی شیعیان غالی بر شیعیان امامی!

بی ‏تردید بخش مهمّی از مشکلات ایران ،چه در داخل و چه به ویژه با دیگر کشورهای اسلامی، ناشی از میدان‏داری غلاة موصوف و تأثیر آنان بر خواصّ مسئول است.

د- لعن و دشنام

در مذمّت دشنام چه نیازی به استمداد از متون دینی است زیرا افراد با مراجعه به فطرت و درون‏شان به زشتیِ استعمالش پی می‏برند. قرآن سبّ و دشنام به کافران را هم مُجاز نمی‏داند: «به آن‏ها که غیر خدا را می‏خوانند دشنام ندهید ...»[2]. حضرت‏علی حتّی در جنگ! با معاویه، وقتی شنید یارانش طرف مقابل را دشنام می‏دهند گفت: «من دوست ندارم که دشنام‏‌دهنده باشید اما اگر شما اعمال شامیان را [برای مردم] توصیف می‏کردید و اگر از وضع آنان سخن می‏گفتید این سخنی درست‏تر و در اتمام حجت رساتر بود؛ و بهتر بود به جای ناسزا گفتن به آنان می‏گفتید: پروردگارا خون ما و خون آنان را از ریخته شدن حفظ کن و میان ما و آنان سازش و اصلاح پدید آور و آنان را از ضلالتی که بدان گرفتارند هدایت کن تا هر کس حق را نشناخته آن را بشناسد و هر که از سرکشی و ستم سخن رانده از آن دست بدارد»[3] و سرانجام «از امام زین‏‌العابدین روایت شده است که آن حضرت به ناسزاگوییِ گروهی از شیعیان به خلفا اعتراض کرد و به آنان فرمود: ای مردم ما را دوست بدارید اما آن‏گونه که اسلام می‏خواهد. دوستیِ شما با ما چقدر زشت بوده تا آن جا که بر ما ننگ شده است و ما را مبغوض مردم ساخته‏‌اید»[4].

در مورد لعن باید دانست که این واژه در قرآن به معنای طرد، راندن و دور کردن است به همین خاطر نسبت به شیطان از صفات لعین و ملعون (و مرادفش رجیم) استفاده می‏شود زیرا او به خاطر استکبارش از درگاه الهی رانده شد و از بارگاه قُرب، دور گردید: «قال اَنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین قال فاخرج منها فانّک رجیم و انّ علیک لعنتی الی یوم الدین»[5]. امّا به مرور این واژه، کاربردی عُقده‌‏گشایانه، کینه‏‌ورزانه و نزدیک به فحش و دشنام پیدا کرد؛ به همین خاطر نهیِ دین از دشنام شامل نهی از لعنت فرستادن‏‌های کنونی نیز می‏شود. ادامه بحث را در عنوان بعدی پی می‏گیریم.

هـ- زیارت عاشورا

مشهورترین زیارت‏نامه‏ای که در آن به وفور از "لعنت" استفاده شده زیارت عاشورا است. تعداد لعنت‏های این زیارت‏نامه (با لحاظ کردن عطف‏ها و تکرارهای صدتایی) به حدود 432 مورد می‎رسد. حسّاس‏ترین فراز این لعن‏ها آن‏جایی است که اوّلی، دومی و سومی را نشانه می‏گیرد زیرا از آن‏ها به ترتیب جناب ابوبکر، جناب عمر و جناب عثمان را استنباط می‏کنند: «اللهمّ خُصّ أنت أول ظالم باللعن منی وابدا به اولاً ثم الثانی و الثالث ...»  با این‏حال ادّعا می‏شود این زیارت را امام‏‌باقر و طبق نقل دیگر امام‏‌صادق گفته است!

اینک در تضعیف این زیارت، موارد زیر را فهرست می‏کنیم:

1- زیارت عاشورا با همه‏‌ی مشهوریّت، با همه‏‌ی وقتی که از اوقات مذهبی‏‌مان اشغال کرده، و با همه‏‌ی تأثیراتی که بر ذهن و روان و اخلاق و دیدگاه‏‌مان گذارده صرفاً یک! حدیث همچون صدها هزار حدیث دیگری که قطعی‌‏الصدور نیستند است پس می‏تواند صحیح و یا جعلی و ساختگی باشد! محتوای این حدیث با حقایق تاریخی با سیره ائمه و با احادیث راستینی که از ایشان وارد شده مخالفت و تضادّ دارد. در این راستا علاوه بر توضیحات قبلی، در ادامه به بیان روایاتی می‏پردازم که دل‏‌های مستعد را از این کینه‌‏پروری‏‌ها پشیمان می‏کند. در این مسیر هرگز نباید فرازهای زیبای زیارت، ما را به تردید کشانَد زیرا جاعلان را به جُرم جعل حدیث نمی‏توان غیر ادیب شمرد.

2- لعنت فرستادن بر "همه‏‌ی" بنی‏‌امیه و بنی‏‌مروان تا "روز قیامت" متّکی به چه منطقی است: «لعن‏‌الله آل‌‏زیاد و آل‌‏مروان و لعن‏‌الله بنی‏‌امیة قاطبة / اللهم العن ... و آل‏‌ابی‏‌سفیان و آل‏‌زیاد و آل‌‏مروان الی یوم‌‏القیامة» آیا قرآن آن را می‏‌خواهد آیا پیامبر چنین می‏کرد آیا روش خود ائمه این‏گونه بود؟ راستی پاکان اموی و سفیانی و مروانی چه گناهی کرده‌‏اند که باید به خاطر جنایت یزید تا ابد مورد لعن ما قرار گیرند (گنه کرد در بلخ آهنگری / به شوشتر زدند گردن مسگری). چرا باید اُمّ‏‌حبیبه دختر ابوسفیان (همسر رسول‏خدا)، معاویه دوم (منتقد پدرش یزید)، عمربن‌‏عبدالعزیز، سایر بی‏‌گناهان و تمام انسان‏‌هایی که از خاندان‏‌های مذکورند ولی یا در کربلا نبودند و یا هنوز بدنیا نیامده بودند را مورد لعن و نفرت قرار داد؟ باید دقّت داشت که در این زیارت، تمامیّت خاندان‏‌های مذکور مورد لعن قرار گرفته است. بی‏‌تردید اگر سازنده‏ی این زیارت‏‌نامه، در یکی از خانواده‏‌های مورد لعنش به دنیا آمده بود این‏گونه دست‏‌ودل‏‌بازانه لعنت را نثار صغیر و کبیر، گناهکار و بی‏‌گناه، مرده و زنده و بدنیا نیامده نمی‏‌کرد. در مقابلِ این لعن‏‌های بی‏‌ضابطه، با وعده‏‌ی ثواب‏‌های بی‏‌ضابطه و خرواری در ازاء خواندن زیارت عاشورا روبرو هستیم که متخصّصان، این‏گونه ثواب‏ها را از علائم جعل حدیث می‏دانند.

3- زیباترین بخش این زیارت برای ما ایرانیان «السلام علی الحسین و علی علی‏‌بن‏‌الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» است اینک باید پاسخ داد آیا امام‏‌حسین، امام‏‌سجاد و اولاد و اصحاب امام‏‌حسین که در عبارت فوق بر آن‏ها سلام فرستاده شده، از لعنت‌‏های مکرّری که در بخش‏های دیگر زیارت، بر خاندان‏های مذکور (آن‏هم تا قیامت) و بر اوّلی و دومی و سومی فرستاده شده رضایت می‏دهند؟ بیزاریِ آنان از چنین منطقی کاملاً واضح بوده و آن را در طیّ عناوین آتی نشان خواهم داد. گفتنی است گویا جاعلِ زیارت‏نامه در همین عبارتِ زیبایش فراموش کرده که از اولاد امام‏علی نام ببرد چه، مناسب بود پس از «السلام علی الحسین و علی علی‏‌بن‌‏الحسین» ابتدا سلام بر اولاد علی (و حتی اولاد حسن) بفرستد و سپس به اولاد حسین برسد زیرا شماری از فرزندان امام‎‏علی (و امام‏حسن) در میان شهدای کربلای‏اند که به آنها خواهم پرداخت. همچنین اخلاق جاهلانه‏‌ی این جاعل، جایی برای یادکردِ زنان قهرمان کربلا ،حتّی حضرت زینب، باقی نگذارده است (السلام علی إخوان‏‌الحسین و علی أخوات‏‌الحسین). تازه اگر به قرینه‏‌ی دیگر زیارات عاشورا مراد از علی‏‌بن‏‌الحسین امام‌‏سجاد نباشد بلکه علی‏‌اکبرِ شهید باشد در این صورت بر ایرادِ پیش‌‏گفته یعنی عدم ذکر فرزندان بلافصل امام‏‌علی به ویژه حضرت عبّاس، افزوده می‏شود. سلامِ فوق‏‌الذکر به شکل متفاوتی ،که فاقد ایرادات یادشده می‏باشد، در زیارت عاشورای غیر معروفه آمده (و ضمناً در آن، ذکری از اوّلی و دومی و سومی نیز به میان نیامده) است: «السّلام علی الحسین‏‌بن‏‌علیٍّ الشهید السّلام علی علی‌‏بن‏‌الحسین الشهید السّلام علی العبّاس‌‏بن‌‏امیرالمؤمنین الشهید السّلام علی الشهداء مِن وُلد امیرالمؤمنین السّلام علی الشهداء من وُلد جعفرٍ و عقیلٍ السّلام علی کلّ مُستَشهَدٍ من المؤمنین»[6]. سلام جامعِ اخیر، به نحوِ ریزتری در زیارت عاشورای موجود در اعمالِ روز عاشورا ذکر شده است: «السّلام علی الحسین‏‌بن‏‌علیٍّ الشهید السّلام علی علی‏‌بن‌‏الحسین الشهید السّلام علی العبّاس‏‌بن‏‌امیرالمؤمنین الشهید السّلام علی الشهداء مِن وُلد امیرالمؤمنین السّلام علی الشهداء من وُلد الحسن السّلام علی الشهداء من وُلد الحسین السّلام علی الشهداء من وُلد جعفرٍ و عقیلٍ السّلام علی کلّ مُستَشهَدٍ معهم من المؤمنین»[7].

4- گفتنی است شیخ‏‌طوسی تفسیر دیگری از حسّاس‌‏ترین فراز زیارت یعنی "اوّلی و دومی و سومی" ارائه کرده و مراد از آن‏ها را نه ابوبکر و عمر و عثمان، بلکه اشخاصی می‏داند که پایه‏‌گذار قتل و ظلم در ادیان پیشین بودند. جریان از این قرار است که برخی از معاصرین شیخ‏‌طوسی به خلیفه‏‌ی وقت گزارش کردند که شیخ و یارانش صحابه پیامبر را مورد سبّ قرار می‏دهند آنان گواه این ادّعا را متن همین زیارت که حاوی لعن بر اوّلی، دومی و سومی است و شیخ‌‏طوسی آن را در کتاب مصباح‌‏المتهجد آورده بود اعلام کردند خلیفه نیز شیخ را به همراه کتابش فراخواند و از وی توضیح خواست؛ شیخ‏‌طوسی در پاسخ گفت مراد از اوّلی قابیل قاتل هابیل است که اوّلین پایه‏‌گذار قتل و ظلم است، مراد از دومی همان کسی است که شتر حضرت صالح را پی کرد، مراد از سومی قاتل حضرت یحیی است و مراد از چهارمی ابن‏‌ملجم است که حضرت علی را به قتل رسانید[8]. توضیح شیخ مورد قبول خلیفه واقع شد و منزلتش بیش از پیش گردید. البتّه معمولاً نویسندگان بعدی، این تفسیر شیخ را توجیه کرده و آن را حمل بر تقیّه می‏کنند به ویژه که یکی دو فقره‏ی دیگر در این زیارت وجود دارد که اذهان شیعیان با شنیدن آن به یاد خلفای مذکور می‏افتد: «فلعن الله امّة اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل‏‌البیت و لعن الله امّة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم الّتی رتّبکم الله فیها / اللهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل‏‌محمّد و آخر تابع له علی ذلک» با این‏حال توضیح شیخ‏‌طوسی را ،با فرض برپاییِ مجلس فوق، نباید نادیده گرفت هر چند اساس این زیارت زیر سئوال است. گفتنی است نسخه‌‏های اوّلیّه‏‌ی مصباح‌‏المتهجّد، فاقد فراز حسّاسِ مذکور بوده و با این حساب چه بسا اصل برپاییِ مجلس یادشده نیز ساختگی باشد.

5- از میان طُرُق مختلفی که برای سند زیارت عاشورا در کتبی مثل مصباح‏‌المتهجد شیخ‏‌طوسی و کامل‏‌الزیارت ابن‌‏قولویه ذکر شده، بجز یک سند، مابقی اسناد (به دلیل وجود راویان کذّابی همچون صالح‌‏بن‏‌عقبه و نیز وجود ضِعاف و اشکالات دیگر) غیر قابل اعتماد بوده و مورد تأیید اهل فنّ نمی‏باشد. همین بی‏اعتمادی و ایرادات، باعث شده که مرجع کنونی محدّث سیّدموسی شبیری‏‌زنجانی به آن اسناد اتّکا نکند؛ امّا همو معتقد است یکی از اسناد زیارت (که در بالا به آن اشاره کردم) صحیح است و می‏توان به آن اعتماد کرد. با این‏حال در مورد همین روایتی که سندش در مقایسه با سایر اسناد، وضعیّتِ بهتری دارد (و مورد تأیید مرجع مذکور قرار گرفته) به ذکر دو نکته‏‌ی مهمّ می‏پردازم:

نکته1- نشانه‏‌های جعل در انتهای روایت (ادّعای حدیث قدسی بودنِ زیارت عاشورا!): متنی که از زیارت عاشورایِ معروفه (به وسیله مفاتیح‌‏الجنان) در اختیار مردم قرار دارد توسط علقمه از امام‌‏باقر گزارش شده است که سندش به خودی خود مورد اعتماد نمی‏‌باشد ولی از طرف دیگر سندی وجود دارد که طیّ آن صفوان به نقل زیارت از امام‌‏صادق پرداخته (امّا در این سند اخیر، متن زیارت عیناً نیامده و فقط به آن اشاره شده است ولی سیف‏‌بن‌‏عمیره که راوی صفوان است می‏گوید متنی را که از صفوان شنیدم همان متنی است که از علقمه شنیدم و به این ترتیب فقدان متن زیارت در روایت صفوان جبران می‏شود)؛ و چون سند روایت صفوان به تأیید مرجع رجال‏‌شناس شبیری‏‌زنجانی رسیده پس زیارت عاشورای مذکور در مفاتیح‌‏الجنان تلقّی به صحّت شده است. توضیح محدّث شبیری‏‌زنجانی در مورد یادشده ،که در پاسخ به سؤالی در مورد اسناد زیارت عاشورا صادر شد، از این قرار است: «سند ذکر شده در کتاب مصباح‌‏المتهجد در خصوص این زیارت صحیح است ... در مصباح‌‏المتهجد بعد از نقل زیارت سیدالشهداء(ص) [از امام‏‌باقر] که راوی آن علقمه است چنین آمده: "محمدبن‏‌خالد طیالسی از سیف‏‌بن‏‌عمیرة نقل کرده که همراه صفوان‏‌بن‌‏مهران جمّال و جمعی از اصحاب به سوی نجف رفتیم؛ وقتی که از زیارت فارغ شدیم صفوان روی خود را به سمت ناحیه‌‏ی اباعبدالله [= کربلا] برگرداند و به ما گفت: از این مکان (نزد سرِ مبارک امیرالمؤمنین)، امام‌‏حسین را زیارت کنید که امام‏‌صادق از این‏جا به آن حضرت اشاره کردند در حالی‏‌که من در خدمت‏‌شان بودم. راوی گفت: پس صفوان همان زیارتی را که علقمةبن‏‌محمد حضرمی از امام‏‌باقر در روز عاشورا نقل کرده خواند ..." ظاهر این عبارت این است که امام‌‏صادق به سمت مرقد مطهر امام‏‌حسین با همان زیارتی که علقمه از امام‏‌باقر نقل کرده اشاره فرمود و به این زیارت ایشان را خطاب کرد. [محدّث شبیری‏‌زنجانی پس از ارائه توضیحات مبسوطِ فنّی در اثبات صحّت سند روایت صفوان، به این نتیجه رسیده که:] بنابراین معلوم شد که این طریق برای زیارت عاشورا صحیح است (فتحصّل أنّ هذا الطریق لزیارة عاشوراء صحیح)»[9].

با این‏حال برای ارزیابی دقیق روایت صفوان، می‏بایست تمامِ این روایت را مطالعه کرد. در این راستا باید بدانیم که سند روایت به امام‌‏صادق ختم نمی‏شود زیرا صفوان‏‌بن‏‌مهران (بنا به آن‏چه که سیف‌‏بن‌‏عمیره از وی نقل کرده) در ادامه‏‌ی همین روایتِ مورد استناد، متن زیارت عاشورا و ضمانت پاداشِ خواندنِ آن را، از طریق امام‏‌صادق سلسله‌‏وار به یکایکِ امامان ماقبل امام‌‏صادق و سپس از طریق امام‌‏علی به پیامبر و جبرئیل و خدا می‏رساند. پس سند کامل این زیارت چنین است: (... محمّدبن‏‌خالد، سیف‏‌بن‏‌عمیره، صفوان‏‌بن‏‌مهران، امام‏‌صادق، امام‏‌باقر، امام‏‌سجّاد، خودِ امام‌‏حسین!، امام‏‌حسن، امام‏‌علی، رسول‏خدا، جبرئیل، خدا). بر این اساس، زیارت عاشورا حدیث قدسی می‏باشد و حتّی خود امام‏‌حسین نیز آن را می‏‌خوانده است!!

ابتدا شرح مطلب مذکور را از کتاب مصباح‌‏المتهجد (بر اساس ترجمه شیخ‌‏عباس قمی در مفاتیح‏‌الجنان) می‌‏آورم و سپس توضیحاتی ذکر می‏کنم: «... و روایت کرده محمّدبن‏‌خالد طیالسی از سیف‌‏بن‏‌عمیره که گفت بیرون رفتم با صفوان‏‌بن‏‌مهران و جمعی دیگر از اصحاب خودمان به سوی نجف، بعد از خروج حضرت صادق از حیره به جانب مدینه؛ پس زمانی که ما فارغ شدیم از زیارت یعنی زیارت امیرالمؤمنین، گردانید صفوان صورت خود را به جانب مشهد ابوعبدالله [امام‏‌حسین] پس گفت از برای ما که زیارت کنید حسین(ع) را از این مکان از نزد سر مقدّس امیرالمؤمنین که از این‏جا ایما و اشاره کرد به سلام بر آن حضرت جناب صادق(ع)، و من در خدمتش بودم. سیف گفت پس خواند صفوان همان زیارتی را که روایت کرده بود علقمةبن‏محمّد حضرمی از حضرت باقر در روز عاشوراء؛ آن‏گاه دو رکعت نماز کرد نزد سر امیرالمؤمنین و وداع گفت بعد از آن نماز امیرالمؤمنین را و اشاره کرد به جانب قبر حسین به سلام در حالتی که گردانیده بود روی خود را به جانب او و وداع کرد بعد از زیارت او را و از دعائی که بعد از نماز خواند این بود [: متن دعا] ... سیف‏بن‏عمیره گوید که سؤال کردم از صفوان و گفتم که علقمةبن‏‌محمّد این دعا را برای ما از حضرت باقر روایت نکرد بلکه همان زیارت را حدیث کرد صفوان گفت که وارد شدم با سیّد خودم حضرت صادق به این مکان، پس بجا آورد مثل آن‏چه را که ما بجا آوردیم در زیارت، و دعا کرد به این دعا هنگام وداع بعد از این‏که دو رکعت نماز گذاشت چنان‏چه ما نماز گذاشتیم و وداع کرد چنان‏چه ما وداع کردیم پس صفوان گفت که حضرت صادق به من فرمود که مواظب باش این زیارت را و بخوان این دعا را و زیارت کن به آن پس به درستی که من ضامنم بر خدا برای هر که زیارت کند به این زیارت و دعا کند به این دعا از نزدیک یا دور این‏که زیارتش مقبول شود و سعیش مشکور و سلامش به آن حضرت برسد و محجوب نماند و حاجت او قضا شود از جانب خدای‏تعالی به هر مرتبه که خواهد برسد و او را نومید برنگرداند. ای صفوان یافتم این زیارت را به این ضمان از پدرم و پدرم از پدرش علیّ‏بن‏الحسین به همین ضمان و او از حسین به همین ضمان و حسین از برادرش حسن به همین ضمان و حسن از پدرش امیرالمؤمنین با همین ضمان و امیرالمؤمنین از رسول‏خدا با همین ضمان و رسول‏خدا از جبرئیل با همین ضمان و جبرئیل از خدای‏تعالی با همین ضمان [یا صفوان! وجدت هذه الزیارة مضمونة بهذا الضمان عن أبی و أبی عن أبیه علی‌‏بن‌‏الحسین مضمونا بهذا الضمان، و الحسین عن أخیه الحسن ...]، و به تحقیق که خداوند عزّوجلّ قسم خورده به ذات مقدّس خود که هر که زیارت کند حسین را به این زیارت از نزدیک یا دور و دعا کند به این دعا قبول می‏کنم از او زیارت او را و می‏پذیرم از او خواهش او را به هر قدر که باشد و می‏دهم مسئلتش را پس بازنگردد از حضرت من با ناامیدی و خَسار و بازش گردانم با چشم روشن به برآوردن حاجت و فوز به جنّت و آزادی از دوزخ و قبول کنم شفاعت او را ...»[10].

حال که طبق ادّعای این روایت، "رسول‏خدا، امام‌‏علی، امام‏‌حسن، امام‌‏حسین، امام‏‌سجّاد، امام‌‏باقر و امام‏‌صادق" همگی زیارت عاشورا را می‏خوانده‏‌اند در این صورت باید پاسخ داد که:

آیا می‏توان پذیرفت که امام‌‏حسین واقعاً این زیارت‏نامه را می‏خوانده و از جمله طبق محتوای آن، دعا می‏کرده که: خدایا شفاعت خودم را شامل حالِ خودم کن! (الّلهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود) و پدر و مادرش را فدای خود می‏کرده! (بأبی انت و آُمّی) و بر خودش رسماً سلام می‏داده! (السلام علیک یا أباعبدالله / السلام علی الحسین).

آیا پذیرفتنی است که رسول‏خدا واقعاً چنین زیارتی را می‏خوانده و طیّ آن بر یزیدبن‏‌معاویه ،که هنوز بدنیا نیامده بود! لعنت می‏فرستاده؟ (الّلهم العن اباسفیان و معاویة و یزیدبن‏معاویة).

آیا می‏توان پذیرفت که امام‌‏علی واقعاً هر روز زیارت عاشورا می‏خوانده و بر رخدادِ شهادت فرزندانش می‏گریسته و کُشندگانِ آنان را اسماً! لعنت می‏کرده؛ حال آن‏که حادثه کربلا در سال 61 روی داد و امام‏‌علی بیست و یک سال قبل از آن در سال 40 به شهادت رسیده بود!

آیا می‏توان پذیرفت که امام‏‌حسن واقعاً این زیارت را می‏خوانده و طیّ آن، گزارشاتی را مطرح می‏کرده که حاکی از وقوع حادثه عاشورا در ماقبل است و نه پیش‌‏بینی‏‌هایی که حاکی از وقوع عاشورا در دورانِ پس از وی است! (لعن الله اُمّة اسرجت و الجمت و تنقّبت لقتالک / الّلهمّ انّ هذا یوم تبرّکت به بنو اُمیّة / و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین / السلام علیک یا أباعبدالله و علی الأرواح الّتی حلّت بفنائک).

... و به همین منوال با وجود این سند، سرتاپای زیارت مخدوش و غیر واقعی می‏گردد.

بنابراین هرگز نمی‏‌توان به این زیارت‏نامه اعتماد کرد و بلکه با توضیحی که داده شد به راحتی می‏توان قائل به جعل آن شد. بر این اساس، انگشت اتّهامِ جعلِ این زیارت، یا متوجّه راویان مذکور در سند حدیث (محمدبن‏‌خالد یا حتّی سیف‌‏بن‌‏عمیره) است و یا اگر دو راوی مذکور بنا به توضیح محدّث شبیری‏‌زنجانی مورد اعتماد باشند در این صورت باید گفت که جاعلِ ناشناسی (در فاصله‏‌ی مابین محمّدبن‏‌خالد تا شیخ‏‌طوسی) متن و سند ،هر دو، را با هم جعل نموده است.

نکته2- متن‏‌های متفاوت در روایت علقمه (متن عاری از لعن‏‌های حسّاس و مشکل‏‌زا!): از آن گذشته، روایت علقمه از امام‏‌باقر (که روایت صفوان از امام‏‌صادق، متّکی به آن است) دارای متن واحدی نیست. در این رابطه حدّاقلّ می‏توان به زیارت عاشورای مذکور در مزار قدیم اشاره کرد که شیخ‏‌عباس قمی آن را زیارت عاشورای غیر معروفه نامید (این زیارت که بدون اضافات بوده و متن بهتری دارد را برای سهولت کار، زیارت عاشورای اوّلیّه می‏‌نامیم). جالب این است که در انتهای زیارت عاشورای اوّلیّه نیز، از سوی امام‏‌صادق به زیارت امام‌‏حسین با همین متن، از کنار مرقد امام‏‌علی توجّه شده است: «قال فی الکتاب المزبور [مزار قدیم]: زیارة عاشوراء عن علقمةبن‌‏محمّد الحضرمی عن أبی‏‌جعفر الباقر، قال من أراد زیارة الحسین بن علی‏‌بن‏‌أبی‏طالب یوم عاشوراء و هو الیوم العاشر من المحرم ... [متن زیارت] ... قال الصادق: هذه الزیارة یزار بها الحسین‏‌بن‏‌علی من عند رأس أمیرالمؤمنین»[11].

اختلاف زیارت عاشورای اوّلیّه با زیارت عاشورای معروفه (با این‏که هر دو را علقمه از امام‌‏باقر نقل کرده) در موارد زیر است:

-سند زیارت عاشورای اوّلیّه به امام‌‏باقر ختم می‏شود و به ائمّه‏‌ی ماقبل و رسول‏خدا و جبرئیل و خداوند نمی‏‌رسد و در نتیجه حدیث قدسی نبوده و از اشکالات مذکور در نکته1 عاری است.

-زیارت اوّلیّه فاقد لعن‏‌های صدتایی است!

-زیارت اوّلیّه فاقد لعن بر اوّلی، دومی و سومی است!

-سلام ویژه‏‌ی زیارت اوّلیّه، اکثراً فاقد ایرادات زیارت معروفه بوده و از آن جامع‌‏تر و مقبول‌‏تر است.

متن زیارت عاشورای اوّلیّه را علاوه بر مفاتیح‏‌الجنان (تحت عنوان زیارت عاشورای غیر معروفه ص 925-918) همچنین می‏توان در جامع احادیث شیعه (ج12 ص417 ح4686) و مستدرک‏الوسائل (ح 12273) مشاهده کرد.

بنا بر آن‏چه گذشت اساساً معلوم نیست که متن روایت علقمه از امام‏باقر (و به تبعِ آن، متن روایت صفوان از امام‏‌صادق) حاوی لعن‏‌های حسّاسی که این مقاله به سبب آن به نگارش درآمده، باشد! و بلکه با توضیحاتی که در ادامه می‏آورم معلوم خواهد شد که حتّی اگر سند مذکور صحیح باشد در این صورت آن متنِ اوّلیّه‏‌ی فاقد اضافات (چه اضافات در سند و چه اضافات در لعن‏‌ها) صحیح است و نه متن معروفه‌‏ی متراکم از اضافات! به ویژه که  حتّی خودِ زیارت عاشورای معروفه بنا به نقل ابن‏‌قولویه در کامل‏‌الزیارات (که قدیمی‏‌ترین مأخذ مربوطه است) فاقد لعن بر اوّلی، دومی و سومی است که این خود، احتمالِ دستکاری‏‌های بعدی را قوّت می‌‏بخشد! ابن‏قولویه این قسمت از زیارت را چنین گزارش کرده: «الّلهمّ خصّ أنت اوّل ظالم ظلم آل‏نبیک باللعن ثم العن اعداء آل‏‌محمّد من الأوّلین و الآخرین، اللهم العن یزید و أباه و العن عبیدالله‌‏ابن‌‏زیاد و آل‌‏مروان و بنی‌‏امیة قاطبة الی یوم‌‏القیامة»[12]؛ و عجیب‏‌تر آن‏که لعن‏‌های مذکور، حتّی در بسیاری از نسخه‌‏های اوّلیّه‏‌ی زیارت عاشورای معروفه‏‌ی منقول از مصباح‌‏المتهجدِ شیخ‌‏طوسی (که مرجعِ متن معروف کنونی است) نیز نیامده است!: «جمله‏‌های "أوّلا ثمّ الثّانی و الثّالث و الرّابع"، در نسخه خطّی مصباح‏‌المتهجّد، مربوط به اوائل قرن ششم (سال 502)، موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی و نسخه مصباح‌‏الصغیرِ شیخ (که برگزیده‌‏ی مصباح‌‏المتهجّد است) و مربوط به قرن ششم و آن هم در آستان قدس موجود است، وجود ندارد»[13].

6- گفتنی است زیارت عاشورا، محدود به متن رایجی که در اختیار مردم قرار داده می‏شود نیست بلکه چند متن وجود دارد که هر یک از آن‏ها زیارت عاشورا نامیده می‏شود از جمله:

1/6- زیارت معروفه، نسخه‏‌ی ابن‌‏قولویه (متوفّی 367هـ): روایت علقمه از امام‌‏باقر.

2/6- زیارت معروفه، نسخه‏‌ی شماره1 شیخ‌‏طوسی (متوفّی 460هـ): روایت علقمه از امام‏‌باقر، و صفوان از امام‌‏صادق.

3/6- زیارت معروفه، نسخه‏‌ی شماره2 شیخ‏‌طوسی: روایت علقمه از امام‏‌باقر، و صفوان از امام‏‌صادق.

4/6- زیارت اوّلیّه و غیر معروفه، مذکور در مزار قدیم: روایت علقمه از امام‏‌باقر، و منسوب به امام‌‏صادق.

5/6- زیارت متفاوت، مذکور در مصباح‏‌المتهجد (ص 787-782): روایت عبدالله‏‌بن‌‏سنان از امام‏‌صادق. گفتنی است با وجودی که عبدالله‏‌بن‌‏سنان این زیارت را از امام‏‌صادق نقل می‏کند امّا هیچ‏یک از عبارات مذکور در روایت صفوان، در آن نیامده است. تفاوت اساسی بین نقل‏های عبدالله‌‏بن‏‌سنان و صفوان‏‌بن‏‌مهران در موضوعی واحد از امام‏‌صادق، ما را بیش از پیش به زیارت معروفه مشکوک می‏‌کند.

6/6- زیارت ناحیه مقدّسه، مذکور در مزار محمّدبن‏‌مشهدی: این زیارت را می‏توان زیارت مفصّل نامید زیرا متنش صفحات 496 تا 514 از مزار مذکور را در بر گرفته است.

7/6- زیارت سلام و دعا، مذکور در اقبال‏‌الاعمال: موجود در بحارالانوار (ج98 ص 316-313).

8/6- زیارت سلامِ روز عاشورا: این زیارت را شیخ‏‌عباس‏‌قمی در ضمن اعمال روز عاشورا آورده؛ و آن فاقد هر گونه لعن بوده و فقط به سلام اکتفا شده است. (مفاتیح‌&r

/ 2 نظر / 159 بازدید
مجتبی

بهتر بود در قسمت پیوند بین اهل بیت و خاندان خلفا، بررسی سندی نیز انجام شود. همچنبن طبق تاریخ، خط فکری محمد بن ابی بکر با پدرش تفاوت آشکاری داشت و ازدواج پسر امام سجاد با نوه وی بعید نیست. اما این نسبت رابه معنای مشکل نداشتن این دو خاندان دانستن به نظر اشتباه می رسد.

مهدی

آقای ترکاشوند شتر سواری دولا دولا که نمیشه ! بالاخره امیرالمومنین خلیفه بلا فصل بوده یا نبوده ؟ اگر نبوده که هیچ اگر بوده 3 خلیفه قبلی بر کرسی خلافت چه می کردند ؟ اگر غصب کرده بودند تکلیفشان چیست ؟ تکلیف این میلیاردها سنی ای که در طول زمان از تعالیم ایمه بعنوان جانشینان رسول محروم شدند و خواهن شد چیست ؟ بگوییم بر گذشته ها صلوات ؟ تکلیف مسیر منحرف شده تا قیامت با کیست ؟ لعنی علنی بحثی جداست اما نباید دل آدمی نسبت به چنین جنایتی علیه بشر مالامال از بغض باشه؟ شما می تونی بگی نسبت به هیتلر نباید بغض داشت ؟ جرم کدوم بزرگ تر بوده؟ کشتن چند میلیون یا انحراف مسیر بشریت تا قیامت ؟ اول دل پر کینه نسبت به اینها دل صدیقه طاهره بوده که روایاتش مورد اشتراک شیعه و سنی و موجود در صحیحین است . در ضمن بد نیست شما از نظر تحصیلات و سواد هم خود را معرفی نمایید .